صرف مقدماتی » فصل ۱۴ فعل لفیف

صرف مقدماتی » بخش فعل » مبحث اوّل ثلاثی مجرّد » فصل ۱۴ لفیف

فصل ۱۴- لفیف :

( اقسام فعل لفیف ) دانستیم که لفیف بر دو نوع است :

(۱) لفیف مفروق ، مانند : وَقَی (=وَقا)

(۲) لفیف مقرون ، مانند : لَوَی (=لَوا)

 

( اعلال لفیف مفروق : )

لفیف مفروق از جهت فاء الفعل مانند مثال و از جهت لام الفعل مانند ناقص است ،

لذا قواعد عمومی و خصوصی هر دو قسم در آن جاری می شود .

مثلاً « الوَقي » ( نگهداشتن و حفظ کردن ) ، لفیف مفروق از باب فَعَلَ يَفعِلُ است ،

ماضی معلوم آن می شود : وَقَی ، … ، وَقَينَا .

مضارع معلوم آن : يَقِي ، … ، نَقِي .

امر آن : لِيَقِ ، … ، قِ (۱) ، … ، لِنَقِ .

و مجهول آن ها به ترتیب : وُقِيَ …  يُوقَی …  لِيُوقَ … .

(۱) صیغه ی هفتم امر ( صیغه ی اوّل امر حاضر ) لفیف مفروق اگر از مضارع يَفعِلُ که فاء الفعل آن واو است باشد به جهت جریان قواعد خصوصی مثال و ناقص ، یک حرفی خواهد شد .

مانند يَفِي ( وفا می کند ) —» فِ  ،  يَاي ( وعده می دهد ) —» إِ

 

( اعلال لفیف مقرون : )

لفیف مقرون نیز از جهت عین الفعل شبیه به اجوف و از جهت لام { ص۴۹ } الفعل شبیه ناقص است ،

امّا در آن فقط احکام ناقص جاری می شود و

در عین الفعل آن نه تنها قاعده ی خصوصی اجوف نمی آید ، بلکه قواعد عمومی اعلال نیز جاری نمی شود .

مثلاً « اللَّوي » ( پیچاندن ) ، لفیف مقرون از باب فَعَلَ يَفعِلُ است ،

ماضی معلوم آن : لَوَی ، … ، لَوَينَا .

مضارع معلوم آن : يَلوِي ، … ، نَلوِي .

و امر معلوم آن لِيَلوِ ، … ، اِلوِ ، … ، لِنَلوِ  است .

و مجهول آن به ترتیب : لُوِيَ …  يُلوَی …  لِيُلوَ … .

 

با توجه به قواعد عمومی و خصوصی اعلال ، صرف افعال لفیف روشن خواهد بود .

 

** تِذکار **

فعلی که هر سه حرف اصلیش حرف علّه باشد نداریم ، لذا درباره ی معتلّ الفاء و اللّام بحثی نخواهیم داشت .

 

پرسش و تمرین ۱۵

۱- در لفیف مقرون چه قواعدی جاری است ؟ و عین الفعل آن چه حکمی دارد ؟

۲- معلوم و مجهول ماضی ، مضارع و امر افعال زیر را صرف کنید :

وَفَی يَفِي ، وَأَی يَئِي .

۳- امر لفیف مفروق در چه صورت یک حرفی است ؟ و چرا ؟

۴- در لفیف مفروق چه قواعدی جاری است ؟

 

صرف مقدماتی » فصل ۱۳ فعل ناقص

صرف مقدماتی » بخش فعل » مبحث اوّل ثلاثی مجرّد » فصل ۱۳ ناقص

فصل ۱۳- ناقص :

( قاعده ی خصوصی : ) ناقص ثلاثی مجرّد دارای یک قاعده ی خصوصی است و آن این است که :

امر و مضارع مجزوم آن در صیغه های { ۱، ۴ ، ۷ ، ۱۳ ، ۱۴ } که علامت رفع ، ضمّه ی لام الفعل است ، خود لام الفعل می افتد .

 

جریان قواعد عمومی اعلال در ناقص نیز تغییرات زیادی ایجاد می کند ، از این رو بعضی از اقسام آن را صرف می کنیم :

الدُّعاء ( الدَّعوَة ) ( خواندن و دعوت کردن ) ناقص واوی از باب فَعَلَ يَفعُلُ است :

ماضی معلوم :

دَعَا ، دَعَوَا ، دَعَوا ، دَعَت ، دَعَتَا ، دَعَونَ ، دَعَوتَ ، … ، دَعَونا .

مضارع معلوم :

يَدعُو ، يَدعُوَانِ ، يَدعُونَ ، تَدعُو ، تَدعُوَانِ ، يَدعُونَ ،

{ ص۴۷ } تَدعُو ، تَدعُوَانِ ، تَدعُونَ ، تَدعِينَ ، تَدعُوَانِ ، تَدعُونَ ،

أَدعُو ، نَدعُو

امر معلوم :

لِيَدعُ ، لِيَدعُوَا ، لِيَدعُوا ، لِتَدعُ ، لِتَدعُوَا ، لِيَدعُونَ ،

اُدعُ ، اُدعُوَا ، اُدعُوا ، اُدعِي ، اُدعُوَا ، اُدعُونَ ،

لِأَدعُ ، لِنَدعُ

ماضی مجهول :

دُعِيَ ، دُعِيَا ، دُعُوا ، دُعِيَت ، دُعِيَتَا ، دُعِينَ ، دُعِيتَ ، … ، دُعِينَا .

مضارع مجهول :

يُدعَی (بخوانید : يُدعا) ، يُدعَيَانِ ، يَدعَونَ ، تُدعَی ، تُدعَيَانِ ، يُدعَينَ ،

تُدعَی ، تُدعَيَانِ ، تُدعَونَ ، تُدعَينَ ، تُدعَيَانِ ، تُدعَينَ ،

أُدعَی ، نُدعَی .

امر مجهول :

لِيُدعَ ، لِيُدعَيَا ، لِيُدعَوا ، لِتُدعَ ، لِتُدعَيَا ، لِيُدعَينَ ، لِتُدعَ ، … ، لِنُدعَ .

 

الرَّمي ( پرتاب کردن ) ناقص يائی از باب فَعَلَ يَفعِلُ است :

ماضی معلوم :

رَمی (رَما) ، رَمَيَا ، رَمَوا ، رَمَت ، رَمَتَا ، رَمَينَ ، رَمَيتَ ، … ، رَمَينَا .

مضارع معلوم :

يَرمِي ، يَرمِيَانِ ، يَرمُونَ ،  تَرمِي ، تَرمِيَانِ ، يَرمِينَ ،

تَرمِي ، تَرمِيَانِ ، تَرمُونَ ، تَرمِينَ ، تَرمِيَانِ ، تَرمِينَ ،

أَرمِي ، نَرمِي .

امر معلوم :

لِيَرمِ ، لِيَرمِيَا ، لِيَرمُوا ، لِتَرمِ ، لِتَرمِيَا ، لِيَرمِينَ ،

اِرمِ ، اِرمِيَا ، اِرمُوا ، اِرمِي ، اِرمِيَا ، اِرمِينَ ،

لِأَرمِ ، لِنَرمِ .

ماضی مجهول :

رُمِيَ ، رُمِيَا ، رُمُوا ، رُمِيَت ، رُمِيَتَا ، رُمِينَ ، رُمِيتَ ، … ، رُمِينا .

{ ص۴۸ }

مضارع مجهول :

يُرمَی ، يُرمَيَانِ ، يُرمَونَ ، تُرمَی ، تُرمَيَانِ ، يُرمَينَ ،

تُرمَی ، تُرمَيَانِ ، تُرمَونَ ، تُرمَينَ ، تُرمَيَانِ ، تُرمَينَ ،

أُرمَی ، نُرمَی .

امر مجهول :

لِيُرمَ ، لِيُرمَيَا ، لِيُرمَوا ، لِتُرمَ ، لِتُرمَيَا ، لِيُرمَينَ ، لِتُرمَ ، … ، لِنُرمَ .

 

پرسش و تمرین ۱۴

۱- امر معلوم يَـبکِي و يَعلُو ، و امر مجهول يَخلُو و يَجرِي را صرف کنید .

۲- ماضی و مضارع های زیر را صرف کنید :

بَدَأَ يَبدُو ، مَشَی يَمشِي ، مَحا يَمحُو .

 

صرف مقدماتی » فعل معتل مثال

صرف مقدماتی » بخش فعل » مبحث اوّل ثلاثی مجرّد » فصل ۱۱ مثال

فصل ۱۱- مثال :

( انواع مثال : ) مثال بر دو نوع است :

۱- واوی ، مانند : وَعَدَ ( وعده داد )

۲- يائي ، مانند : يَسَرَ ( آسان شد )

( قواعد خصوصی مثال : ) مثال واوی ثلاثی مجرد دارای دو قاعده خصوصی است :

۱- از مصدر آن اگر بر وزن « فِعل » باشد ، غالباً واو فاء الفعل پس از نقل حرکتش به ما بعد می افتد و به جای آن یک تاء در آخر آورده می شود .

مانند : وِعد ( وعده دادن ) —» عِدَة  ،  وِصل —» صِلَة

به خلاف مثل : وِزر

گاهی در مصدر بر وزن « فَعل » مثال واوی نیز قاعده ی فوق جاری می شود .

مانند : وَسع —» سَعَة  ،  وَضع —» ضَعَة

لکن غالباً جاری نمی شود ، مانند : وَقت ، وَزن و …. .

 

2- از مضارع معلوم آن اگر بر وزن « يَفعِلُ » ( مکسور العین ) باشد ، فاء الفعل حذف می شود .

مانند : يَوعِدُ —» يَعِدُ

این قاعده در چند مضارع مفتوح العین نیز جاری می شود .

از قبیل :

يَوسَعُ —» يَسَعُ  ،  يَوضَعُ —» يَضَعُ  ( يَوسَعُ و يَوضَعُ نیز شنیده شده است )

يَوقَعُ —» يَقَعُ  ، يَودَعُ —» يَدَعُ  ،  يَورَعُ —» يَرَعُ  ،  يَوطَأُ —» يَطَأُ ،

يَوذَرُ —» يَذَرُ  ،  يَوهَبُ —» يَهَبُ .

امر معلوم چنین افعالی نیز نظیر مضارع معلوم آن محذوف الفاء خواهد { ص۴۵ } بود .

مانند : لِيَعِد ، لِيَعِدَا ، لِيَعِدُوا … عِد ، عِدَا ، عِدُوا … .

اما در مضارع و امر مجهول ، واو حذف نمی شود .

می گوییم : يُوعَدُ ، يُوعَدانِ ، يَوعَدُونَ … .  لِيُوعَد ، لِيُوعَدَا … .

 

پرسش و تمرین ۱۲

۱- معتلّ را تعریف نموده ، اقسام ۀن را نام ببرید .

۲- مصادر زیر در اصل چه بوده اند ؟

هِبَة ، سَعَة ، جِدَة ، مِقَة ، دِيَة .

۳- مضارع معلومِ يَعِدُ ، مضارع مجهول يَصِلُ ، امر معلوم يَهَبُ و امر مجهول يَضَعُ را صرف کنید .

صرف مقدماتی » قواعد اعلال

صرف مقدماتی » بخش فعل » مبحث اوّل ثلاثی مجرّد » فصل ۱۰ قواعد اعلال

فصل ۱۰- قواعد اعلال :

( تعریف اعلال : ) چنان که قبلاً اشاه شد حروف علّه در معرض تغییرند که تغییر آن ها را « اعلال » می نامند .

(قواعد اعلال : ) اینک لازم است قبل از بررسی اقسام فعل معتلّ تغییراتی را که در حروف علّه عارض می شود بشناسیم . این تغییرات در چهار چوب قواعدی که به « قواعد اعلال » معروفند صورت می گیرد .

 

قاعده اوّل : « واو » و « ياء » متحرک اگر عین الفعل کلمه واقع شوند و ما { ص۴۲ } قبلشان حرف صحیح و ساکن باشد ،

حرکتشان به ما قبل داده می شود .

مانند :

يَقوُلُ –» يَقُولُ  ،

يَبيِعُ –» يَبِيعُ  ،

يَخوَفُ –» يَخَوفُ (–» يَخَافُ ) .

 

قاعده دوم : واو و یاء  مضموم یا مکسور  اگر در اثناء کلمه واقع شوند  و عین الفعل یا لام الفعل باشند  و ما قبلشان حرف صحیح  و متحرّک باشد

پس از سلب حرکتِ ما قبل ،  حرکتشان به ما قبل داده می شود .

مانند :

قُوِلَ –» قِولَ (–» قِيلَ )  ،

بُيِعَ –» بِيعَ  ،

يَدعُوُونَ –» يَدعُوونَ (–» يَدعُونَ )  ،

رَضِيُوا –» رَضُيوا (–» رَضُوا ) .

 

قاعده سوم : واو مضموم ما قبل مضموم  و یاء مضموم یا مکسور ما قبل مکسور  اگر در آخر کلمه قرار گیرند

حرکتشان می افتد .

مانند :

يَدعُوُ –» يَدعُو  ،

يَرمِيُ –» يَرمِي  ،

رَامِيِ –» رَامِي .

( توجّه : قاعده ی اول تا سوم اسکان ، شش قاعده بعدی قلب و قاعده ی دهم حذف است )

 

قاعده چهارم : واو ساکن ما قبل مکسور قلب به یاء می شود .

مانند :

( قُوِلَ –») قِولَ –» قِيلَ  ،

مِوزَان –» مِيزان .

 

قاهده پنجم : واو ( متحرک ) در صورتی که لام الفعل باشد و ما قبل آن مکسور باشد قلب به یاء می شود .

مانند :

دُعِوَ –» دُعِيَ  ،

دُعِونَ –» دُعِينَ  ،

دَاعِوٌ –» دَاعِيٌ (–» دَاعِين –» دَاعٍ ) .

به خلاف : رَخُوَ  و  رَجَوَ (–» رَجا ) .

 

قاعده ششم : واو در صورتی که لام الفعل باشد  و ماقبل آن مفتوح  ، قلب به ياء می شود ،

مشروط بر این که حرف چهارم به بعد کلمه باشد .

مانند :

يُدعَوُ –» { ص۴۳ } يُدعَيُ (–» يُدعی = يُدعا )  ،

يُدعَونَ –» يُدعَينَ .

به خلاف : دَعَوَ (–» دَعَا ) .

باید توجه داشت که این قاعده بر قاعده ی هشتم اعلال مقدَّم است ،

یعنی در مواردی که امکان اجراء هر دو قاعده باشد اوّل این قاعده جاری می شود و سپس قاعده هشتم .

 

قاعده هفتم : یاء ساکن ما قبل مضموم قلب به واو می شود ، مشروط بر این که فاء الفعل باشد .

مانند :

يُيسِرُ –» يُوسِرُ  ،

مُيسِر –» مُوسِر .

 

قاعده هشتم : « واو » و « یاء » متحرِّک ما قبل مفتوح قلب به الف می شود (۱) .

(۱) مشروط به این که حرکتش عارضی نباشد ( مثل مثنی که فتحه ی عین الفعل آن عارضی است ) .

همچنین است اگر واو و یاء در موضع حرکت باشند یعنی به جهت جریان قواعد اعلالِ سکونی در همین کلمه ساکن شده باشد .

مانند :

( يَخوَفُ –») يَخَوفُ –» يَخَافُ  ،

( يُبيَعُ –») يُبَيعُ –» يُبَاعُ .

تبصره : این قاعده در فاء الفعل جاری نمی شود . مانند : يَوَدُّ  و  تَيَسَّرَ .

 

قاعده نهم : الف ما قبل مضموم قلب به واو و الف ما قبل مکسور قلب به یاء می شود .

مانند :

قَابَلَ –ماضی_مجهول–» قُابِلَ –۹–» قُوبِلَ  ،

مِصبَاح –تصغیر–» مُصَيبِاح –» مُصَيبِيح .

 

قاعده دهم : حرف علّه در التقاء ساکنین حذف می شود .

مانند : قُول –» قُل  ، { ص۴۴ }  بِيع –» بِع  ،  خَاف –» خَف .

 

صرف مقدماتی » فعل مهموز

صرف مقدماتی » بخش فعل » مبحث اوّل ثلاثی مجرّد » فصل ۹ مهموز

{ ص۴۱ }

 

فصل ۹- مهموز :

مهموز بر سه نوع است :

۱- مهموز الفاء مانند أَمَرَ ( فرمان داد ) ،

۲- مهموز العین مانند سَأَلَ ( پرسید ) ،

۳- مهموز اللّام مانند قَرَأَ ( خواند ) .

نوع دوم و سوم مانند سالم است و امتیازی ندارد و امّا نوع اوّل محلّ جریان قاعده ی تخفیفِ همزه (۱) می باشد بدین ترتیب که :

(۱) فاعده ی تخفیف همزه در تبصره ی ۴ قسمت نهم گذشت .

( تخفیف واجب : )

همزه در صیغه های ۱۳ مضارع و امر ( چه معلوم چه مجهول )

و { ۷ تا ۱۲ } امرِ معلوم وجوباً تخفیف می شود .

مانند :

مضارع معلوم : يَأمُرُ ، يَأمُرَانِ ، … ، آمُرُ ، نَأمُرُ

امر معلوم : لِيَأمُر ، … ، اُومِر ، اُمِرَا ، اُومِرُوا ، اُومِرِي ، اُومِرَا ، اُومِرنَ ، لِآمُر ، لِنَأمُر

مضارع مجهول : يُأمَرُ ، يُأمَرَانِ ، … ، اُومَرُ ، نُأمَرُ

امر مجهول : لِيُأمَر ، لِيُأمَرَا ، … ، لِتُؤمَر ، … ، لِاُومَر ، لِنُأمَر

( تخفیف جائز : )

و در بقیه ی صیغه های مضارع و امر ، تخفیفِ آن جائز است .

مانند : { يَامُرُ ، … } و { يُومَرُ ، … } .

( دقّت کنید :  يَأمُرُ = يَ ء مُ رُ  ،  يَامُرُ = یا مُ رُ )

 

صرف مقدماتی » فعل مضاعف

صرف مقدماتی » بخش فعل » مبحث اوّل ثلاثی مجرّد » فصل ۸ مضاعف

فصل ۸- مضاعف (۱) :

(۱) مثال هایی که در مباحث سابق گذشت از نوع سالم کلمه بود . اینک در ضمن چند فصل مضاعف و مهموز و معتل را ملاحظه خواهید کرد .

گذشت که مضاعف کلمه ای است که « فاء و عين الفعل » یا « عين و لام الفعل » آن همجنس باشد ، لکن در زبان عربی ، فعلی که فاء و عين الفعل آن همجنس باشد شنیده نشده است ، بنابراین فعل مضاعف منحصر است در فعلی که عين { ص۳۹ } الفعل و لام الفعل آن همانند باشد ، مانند : مَدَدَ ( کِشید ) و سَدَدَ ( بست ) .

( ادغام : ) فعل مضاعف ( چنان که در مقدمه گذشت ) در معرض ادغام است .

ادغام در بعضی از صیغه های فعل مضاعف واجب و در بعضی جائز و در بعضی ممتنع است بدین شرح :

 

ماضی :

در پنج صیغه ی اوّل ماضی ادغام واجب و در بقیه ی صیغه ها ممتنع می باشد .

صرف آن از مَدَّ ( کِشید ) بر وزن فَعَلَ چنین است :

معلوم : مَدَّ ، مَدَّا ، … مَدَدنَ ، مَدَدتَ …

مجهول : مُدَّ ، مُدَّا ، … مُدِدنَ ، مُدِدتَ …

 

مضارع :

ادغام در دو صیغه ی جمع مؤنث مضارع ممتنع و در بقیه ی صیغه ها واجب است .

صرف آن از يَمُدُّ ( می کِشد ) بر وزن يَفعُلُ چنین است :

معلوم : يَمُدُّ ، يَمُدَّانِ ، يَمُدُّونَ ، تَمُدُّ ، تَمُدَّانِ ، يَمدُدنَ ، تَمُدُّ ، تَمُدَّانِ ، تَمُدُّونَ ، تَمُدِّينَ ، تَمُدَّلنِ ، تَمدُدنَ ، أَمُدُّ ، نَمُدُّ

مجهول : يُمَدُّ ، يُمَدَّانِ ، يُمَدُّونَ ، تُمَدُّ ، تُمَدَّانِ ، يُمدُدنَ ، تُمَدُّ ، تُمَدَّانِ ، تُمَدُّونَ ، تُمَدِّينَ ، تُمَدَّلنِ ، تُمدُدنَ ، أُمَدُّ ، نُمَدُّ

 

امر :

ادغام در صیغه های { ۱ ، ۴ ، ۷ ، ۱۳ ، ۱۴ } از فعل امر جائز و در صیغه های { ۶ ، ۱۲ } ممتنع و در بقیه واجب است .

در صیغه هایی که ادغام جائز است اگر بخواهیم ادغام کنیم باید حرف دوم ( از حروف هم جنس ) را حرکت دهیم ، حرکت آن می تواند کسره یا فتحه ، و اگر مضموم العین باشد فتحه یا کسره یا ضمّه باشد . بنابراین در مضموم العین چهار وجه و در غیر آن سه وجه جائز است .

{ ص۴۰ }

در پنج صیغه ی اوّل امر حاضر در صورت ادغام ، همزه ی امر می افتد ، زیرا فاء الفعل به حرکتِ عین الفعل متحرِّک می شود و دیگر احتیاجی به همزه نیست .

صرف صیغه های امر معلوم « يَعَضُّ » ( می گزد ) بر وزن يَفعَلُ چنین است :

{ لِيَعضَض ، لِيَضَّ ، لِيَعَضِّ } ، لِيَعَضَّا ، لِيَضُّوا ،

{ لِتَعضَض ، لِتَضَّ ، لِتَعَضِّ } ، لِتَعَضَّا ، لِيَعضَضنَ ،

{ اِعضَض ، عَضَّ ، عَضِّ } ، عَضَّا ، عَضُّوا ، عَضِّي ، عَضَّا ، عَضَضنَ ،

{ لِأَعضَض ، لِأَعَضَّ ، لِأَعَضِّ } ، { لِنَعضَض ، لِنَعَضَّ ، لِنَعَضِّ } .

صرف صیغه های امر معلوم « يَفِرُّ » ( فرار می کند ) بر وزن يَفعِلُ چنین است :

{ لِيَفرِر ، لِيَفِرَّ ، لِيَفِرِّ } ، لِيَفِرَّا …

{ اِفرِر ، فرَّ  ، فرِّ } ، فرَّا  …

{ لِأَفرِر ، لِأَفِرَّ ، لِأَفِرِّ } ، { لِنَفرِر ، لِنَفِرَّ ، لِنَفِرِّ } .

صرف صیغه های امر معلوم « يَمُدُّ » (می کِشد ) بر وزن يَفعُلُ چنین است :

{ لِيَمدُد ، لِيَمُدَّ ، لِيَمُدِّ ، لِيَمُدُّ } ، لِيَمُدَّا ، لِيَمُدُّوا ،

{ لِتَمدُد ، لِتَمُدَّ ، لِتَمُدِّ ، لِتَمُدُّ } ، لِتَمُدَّا ، لِيَمدُدنَ ،

{ اُمدُد ، مُدَّ ، مُدِّ ، مُدُّ } ، مُدَّا ، مُدُّوا ، مُدِّي ، مُدَّا ، مُدِدنَ ،

{ لِأَمدُد ، لِأَمُدَّ ، لِأَمُدِّ، لِأَمُدُّ } ، { لِنَمدُد ، لِنَمُدَّ ، لِنَمُدُّ } .

 

پرسش و تمرین ۱۱

۱- ادغام چیست ؟

۲- عَضَّ را که بر وزن فَعِلَ و مدَّ و فرَّ را که بر وزن فَعَلَ هستند صرف کنید .

۳- يَمُدُّ ، يَفِرُّ و يَعَضُّ را صرف کنید .

۴- امرِ يَمُدُّ ، يَفِرُّ و يَعَضُّ را صرف کنید .

ماضی مجهول مُدَّ و مضارع مجهول فَرَّ و امر مجهول عَضَّ را صرف کنید .

 

صرف مقدماتی » فعل ماضی و مضارع و امر مجهول

صرف مقدماتی » بخش فعل » مبحث اوّل ثلاثی مجرّد » فصل ۵ ماضی مجهول ، فصل ۶ مضارع مجهول ، فصل ۷ امر مجهول

پرسش و تمرین ۷

۱- فعل امر را تعریف کنید .

۲- کیفیت اشتقاق امر از مضارع را بیان کنید .

۳- قاعده ی ساختن امر غائب و امر حاضر را بیان کنید .

۴- امر صیغه های زیر چیست ؟

يَذهَبُ ، يَعلَمُونَ ، نَعلَمُ ، أَذهَبُ ، تَذهَبِينَ ، تَذهَبَانِ ، يَذهَبَانِ ، يَعلَمنَ ، تَعلَمنَ ، تَذهَبُ ، تَعلَمُ .

 

{ ص۳۶ }

 

فصل ۵- ماضی مجهول :

گذشت که ماضی مجهول را از ماضی معلوم می گیریم .

برای تبدیل ماضی معلوم به ماضی مجهول :

(۱) ما قبل آخر را اگر مکسور نباشد مکسور (عین الفعل را مکسور می کنیم )

(۲) حروف متحرِّک قبل از آن را ( که در ثلاثی مجرّد فقط فاء الفعل است ) مضموم می کنیم .

مانند :

ضَرَبَ ( زد ) —» ضُرِبَ ( زده شد )

عَلِمَ ( دانست ) —» عُلِمَ ( دانسته شد ) .

بنابراین ماضی مجهول ثلاثی مجرد یک وزن بیشتر ندارد و آن « فُعِلَ » است .

صیغه های ماضی مجهول را همانند ماضی معلوم می سازیم ، منتهی در اینجا اختلاف صیغه ها و ضمائر به خاطر اختلاف نائب فاعل است نه فاعل ( از این جهت سائر افعال مجهول مانند ماضی مجهول است ) .

صرف صیغه ها (ی ماضی مجهول ) چنین است :

فُعِلَ ، فُعِلَا ، فُعِلُوا ، فُعِلَت ، فُعِلَتَا ، فُعِلنَ ، فُعِلتَ ، فُعِلتُمَا ، فُعِلتُم ، فُعِلتِ ، فُعِلتُمَا ، فُعِلتُنَّ ، فُعِلتُ ، فُعِلنَا .

 

پرسش و تمرین ۸

۱- ماضی مجهول را تعریف کنید .

۲- در فعل مجهول اختلاف صیغه ها به خاطر اختلاف نائب فاعل است ، این مطلب را توضیح دهید .

۳- مجهول أَکَلَ ، قَتَلَ ، عَلِمَ را صرف کنید .

 

{ ص۳۷ }

 

فصل ۶- مضارع مجهول :

مضارع مجهول از مضارع معلوم گرفته می شود .

برای تبدیل مضارع معلوم به مجهول :

(۱) حرف مضارعه را اگر مضموم نباشد مضموم ( می کنیم ، در ثلاثی مجرّد حرف مضارعه ی مضارع معلوم مفتوح است )

(۲) و ماقبل آخر ( عین الفعل ) را اگر مفتوح نباشد مفتوح می کنیم .

مانند :

يَعلَمُ ( می داند ) —» يُعلَمُ ( دانسته می شود ) ،

يَضرِبُ ( می زند ) —» يُضرَبُ ( زده می شود ) ،

يَنصُرُ ( یاری می کند ) —» يُنصَرُ ( یاری می شود ) .

بنابراین مضارع مجهول ثلاثی مجرّد نیز فقط یک وزن دارد و آن « يُفعَلُ » است .

صیغه سازی مضارع مجهول همانند معلوم و صرف آن از این قرار است :

يُفعَلُ ، يُفعَلَانِ ، يُفعَلُونَ ، تُفعَلُ ، تُفعَلَانِ ، يُفعَلنَ ، تُفعَلُ ، تُفعَلَانِ ، تُفعَلُونَ ، تُفعَلِينَ ، تُفعَلَانِ ، تُفعَلنَ ، أُفعَلُ ، نُفعَلُ .

 

پرسش و تمرین ۹

۱- مضارع مجهول را تعریف کنید .

۲- مضارع مجهول ثلاثی مجرّد چند وزن دارد ؟ چرا ؟

۳- مجهول افعال زیر چیست ؟

يَأکُلُ ، يَعلَمُ ، يَأمُرُ ، يَکتُبُ .

۴- بین مضارع معلوم و مجهول در اشتقاق چه فرقی است ؟

 

{ ص۳۸ }

 

فصل ۷- امر مجهول :

امر مجهول از مضارع مجهول گرفته می شود و همانند امر معلوم هر صیغه ی آن از همان صیغه ی مضارع .

برای تبدیل هر کدام از صیغه های مضارع مجهول به امر :

(۱) لام مکسور در اوّل آن درآورده ،

(۲) علامت رفع را از آخر می اندازیم .

مانند :

يُعلَمُ ( دانسته می شود ) —» لِيُعلَم ( باید دانسته شود ) ،

تُضرَبُ ( زده می شوی ) —» لِتُضرَب ( باید زده شوی ) .

بنابراین تمام صیغه های امر مجهول با « لام امر » ساخته می شود و صرف آن چنین است :

لِيُفعَل ، لِيُفعَلَا ، لِيُفعَلُوا ، لِتُفعَل ، لِتُفعَلَا ، لِيُفعَلنَ ، لِتُفعَل ، لِتُفعَلَا ، لِتُفعَلُوا ، لِتُفعَلِي ، لِتُفعَلَا ، لِتُفعَلنَ ، لِأُفعَل ، لِنُفعَل .

 

پرسش و تمرین ۱۰

۱- بین امر معلوم و مجهول در ساختن صیغه اه چه فرقی است ؟

۲- امر معلوم و مجهول يَعلَمُ و يَکتُبُ را صرف کنید .

 

صرف مقدماتی » فعل امر معلوم

صرف مقدماتی » بخش فعل » مبحث اوّل ثلاثی مجرّد » فصل ۴ امر معلوم

فصل ۴- امر معلوم

( اصل فعل امر ) فعل امر از مضارع گرفته می شود . البته نه این چنین که صیغه ی اوّلِ آن از مضارع و بقیه ی صیغه ها از صیغه ی اوّل ، بلکه هر کدام از صیغه های آن از همان صیغه ی مضارع گرفته می شود .

( نحوه ی ساخت فعل امر ) شش صیغه ی غائب و دو صیغه ی متکلم با در آوردن لام امر بر سر مضارع ساخته می شود و شش صیغه ی مخاطب با تغییر خاصّی در صیغه ی مضارع ، لذا آن هشت صیغه را « أمر بلام » یا « امر غائب و متکلم » و این شش صیغه را « أمر به صیغه » یا « امر حاضر » می نامند .

 

صیغه ها :

برای ساختن صیغه های غائب و متکلمِ امر ،

(اولاً) لام مکسوری را که « لام امر » می گویند در اوّل صیغه های مضارع درآورده ،

(ثانیاً) علامت رفع را از آخر آن می اندازیم .

و برای ساختن صیغه های مخاطب امر ،

اوّلاً : از اوّلِ هر کدام از صیغه های مخاطبِ مضارع ، حرفِ مضارعه را می اندازیم .

ثانیاً : اگر مابعد حرف مضارع متحرک بود از همان جا امر را بنا می کنیم ( و دیگر احتیاج به زیاد کردن چیزی نیست )

و اگر ساکن بود همزه ی متحرکی در اوّل آن می آوریم

ثالثاً : اگر عین الفعل مضموم بود همزه را مضموم و الّا همزه را مکسور می آوریم

رابعاً : علامت رفع را از آخر صیغه می اندازیم .

بنابراین صیغه های امر از يَفعَلُ چنین است :

لِيَفعَل ، لِيَفعَلا ، لِيَفعَلُوا ، لِتَفعَل ، لِتَفعَلَا ، لِيَفعَلنَ ، اِفعَل ، اِفعَلَا ، اِفعَلُوا ، اِفعَلِي ، اِفعَلنَ ، لِاَفعَل ، لِنَفعَل (۱)

(۱) نون مفتوحه در دوصیغه ی ۶ و ۱۲ چون ضمیر است همیشه ثابت می باشد .

و از يَفعِلُ چنین است :

لِيَفعِل ، لِيَفعِلا ، لِيَفعِلُوا ، لِتَفعِل ، لِتَفعِلَا ، لِيَفعِلنَ ، { ص۳۵ } اِفعِل ، اِفعِلَا ، اِفعِلُوا ، اِفعِلِي ، اِفعِلنَ ، لِاَفعِل ، لِنَفعِل

و از يَفعُلُ چنین است :

لِيَفعُل ، لِيَفعُلا ، لِيَفعُلُوا ، لِتَفعُل ، لِتَفعُلَا ، لِيَفعُلنَ ، اُفعُل ، اُفعُلَا ، اُفعُلُوا ، اُفعُلِي ، اُفعُلنَ ، لِاَفعُل ، لِنَفعُل

 

ضمائر ( فعل امر ) : کیفیت ضمائر فعل امر مانند مضارع است ،

و نیز ضمائر سائر افعال یعنی ثلاثی مزید معلوم ، رباعی مجرد معلوم ، رباعی مزید معلوم ، و مجهولِ تمام این افعال ، مانند ضمائر ثلاثی مجرّد معلوم است .

ماضی مانند ماضی ، مضارع مانند مضارع و امر مانند مضارع .

البته روشن است که ضمیر در فعلِ معلوم ، فاعل –است- و در فعلِ مجهول ، ضمیر نائب فاعل می باشد .

 

صرف مقدماتی » تعریف و تقسیم فعل ، اصل فعل

صرف مقدماتی » بخش فعل » تعریف فعل ، تقسیم فعل ، اصل فعل

{ ص۲۵ }

 

بخش اوّل

فعل

مقدّمه

 

1- تعریف و تقسیم : فعل کلمه ای است که بر وقوع کار یا پدیدار شدن حالتی در زمان گذشته یا حال یا آینده دلالت کند . واقع شدن کار مانند : ضَرَبَ « زد » ، يَضرِبُ « دارد می زند یا خواهد زد » ، اِضرِب « بزن » .   پدیدار شدن حالت مانند حَسُنَ « نیکو شد » ، يَحسُنُ « نیکو می شود » ، اُحسُن « نیکو شو » .

فعل بر سه قسم است : ماضی ، مضارع ، امر .

فعل ماضی : فعلی است که بر وقوع کار یا حالتی در زمان گذشته دلالت کند ، مانند : ضَرَبَ و حَسُنَ .

فعل مضارع : فعلی است که بر وقوع کار یا حالتی در زمان حال یا آینده دلالت کند ، مانند : يَضرِبُ و يَحسُنُ .

و فعل امر : فعلی است که بر طلب ایجاد کار یا حالتی دلالت نماید ، مانند : اِضرِب و اُحسُن .

 

{ ص۲۶ }

۲- اصل فعل ( مصدر ) : فعل از مصدر گرفته می شود و مصدر کلمه ای است کخ تنها بر وقوع کار یا حالتی دلالت کند ، مانند : خُروج « خارج شدن » ، حُسن « نیکو شدن » .

آن چه مستقیماً از مصدر گرفته می شود فعل ماضی است و امّا فعل مضارع از ماضی گرفته می شود و امر از مضارع :

مصدر –» ماضی –» مضارع –» امر